|
رسانهی شیعه تاریخ و جامعهشناسی آیینهای سوگواری و هيأتهاي مذهبی در ایران
|
نگاهي كوتاه بر كتاب «رسانه شيعه»؛ معرفي - 1
بررسي رابطه عزاداری و تغییرات آن با شرايط هر عصر
كتاب «رسانه شيعه» نوشته محسن حسام مظاهری، در 9 فصل و با موضوع جامعهشناسی آیینهای سوگواری و هیئات مذهبی در ایران به رشته تحرير درآمده؛ فرضیه بنیادین ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در
راستاي آشنايي با ابزارها و وسايل ارتباطي و رسانه شيعي، به معرفي، نقد و
بررسي كتاب «رسانه شيعه، جامعه شناسی آیین های سوگواری و هیئت های مذهبی در
ایران» نوشته، محسن حسام مظاهری، كارشناسي ارشد جامعه شناسی، سردبير
نشریات «هابيل» و «فتيان» و پژوهشگر جامعه شناسی و دین و تاریخ ميپردازيم.
رسانه شيعه جامعه شناسی آیین های سوگواری و هیأت های مذهبی در ایران
(با تأکید بر دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی) محسن حسام مظاهری تهران؛ شرکت چاپ و نشر بین الملل چاپ اول: تابستان 1387، چاپ دوم: پاییز 1387؛ چاپ سوم: تابستان 1390 610 صفحه (مصور) ـ قطع وزیری قيمت: 60000 ریال اثر برگزیده سومین جشنواره بین المللی فارابی (در رشته جامعه شناسی و علوم ارتباطات) فصل اول: بررسی تاریخ پیدایش و تکوین آیینها و مجالس عزاداری این کتاب حاصل پژوهشی پنجساله در موضوع مجالس، آیینها و رسوم عزاداری است. فصل اول که مفصلترین فصل کتاب است، به
بررسی و تحلیل تاریخ پیدایش و تکوین آیینها و مجالس عزاداری میپردازد؛
فرضیه بنیادین کتاب، رابطه عزاداری و تغییر و تحولاتش با وضعیت سیاسی،
فرهنگی و اجتماعی هر عصر است.
از اینرو در این فصل، به تفصیل در باب بسترهای اجتماعی و فرهنگی که در هر عصر سبب ظهور یک آیین یا صورت جدید در عزاداری عاشورا شده است، سخن گفته شده؛ در این فصل همچنین به مدلهای دینداری و گفتمان دینی هر عصر و نیز مناسبات بین نهاد دین و سیاست به ترتیب در دورههای تاریخی دوران زندگی امامان شیعه، آلبویه، سلجوقیان، مغولان، تیموریان، صفویان، افشاریان، زندیان، قاجاریان، پهلوی و انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، دوران پس از جنگ تا امروز پرداخته شده است. بخشهای واپسین این فصل هم به بیان تحولات سالهای اخیر در جریان مداحی و عزاداری اختصاص یافته است. در حقیقت نویسنده کتاب در این بخش
مشاهدات و تجربیات خود را در قالب واقعهنگاری آورده است؛ پرداختن به زندگی
و شرح حال مداحان مشهور مانند ارضی، حدادیان، کریمی، هلالی و ذاکر و نیز
تحلیل و نقد عملکرد شاهان، سلاطین، شخصیتهای سیاسی و فرهنگی، مراجع تقلید،
روحانیان، روشنفکران و نهادهای سیاسی در قبال عزاداری عاشورا از جمله
مباحث فصل اول است.
فصل دوم: ارائه تعاریف و بررسی مفاهیم و مباحث کلی و زیربنایی فصل دوم «مفاهیم و کلیات» نام دارد و چنانچه از نامش پیداست، به ارائه تعاریف و بررسی مفاهیم و مباحث کلی و زیربنایی کتاب اختصاص یافته است. نویسنده در این فصل به تعریف مفاهیمی از
جمله «فرهنگ خواص»، «فرهنگ عامه»، «دین»، «دینداری»، «مناسک دینی» و
«آیینهای دینداران» پرداخته است.
از جمله بر این نکته تأکید میکند که باید بین دو مفهوم دین و دینداری تفکیک قائل شد: «مفهوم دین راجع است به ذات و جوهر دین که در هالهای از تقدس قرار دارد و مرجع تعریفش خود شارع است، اما دینداری به رفتار دینی دینداران راجع است و مرجع تعریفش فارغ از دستورات و تعاریف دین، عمل بیرونی و بروزها و نمودهای عینی و بشری دستورات دینی است؛ به عبارت دیگر مقوله دین در مقام تعریف است، اما مقوله دینداری در مقام تحقق.» نویسنده در ادامه بین دینداری خواص و دینداری عوام نیز تفاوتهایی را برمیشمرد: «بر دینداری خواص، منطق عقلی و استدلالی حاکم است و یا لااقل حاکمیت این منطق، ارزش محسوب میشود، اما در دینداری عامه، منطق عاطفه و احساس حرف اول را میزند و به عبارتی ذوقمحور است و هرچه دینداری خواص بر اصول دین تکیه دارد، دینداری عوام معمولاً گرایش به التقاط دارد و از اختلاط باورهای عوام و آداب محلی به وجود میآید. به تبع این خصلت، در دینداری عامه نمادهای اساسی دینداری بیشتر متأثر از فرهنگ عامه است و نه از متن دین.» نویسنده همچنین بین مناسک دینی و آیینهای دینداران نیز قائل به تمایز است: «مناسک دینی در متن دین حضور دارند و تأسیس، تعریف و تبیین چگونگی آنان و جزئیات برگزاریشان در نصوص و متون اصیل دینی تصریح و تشریح شده است. در نتیجه تعریف شرایط و اشکال آنان نسبتاً ثابت و تطورناپذیر است ... اما آیینهای دینداران برخلاف مناسک دینی، منشأ شریعتی ندارند و تعریفشان بر عهده خود دین نیست. بلکه مقولهای اساساً اجتماعیاند و تأسیس، تعریف و تبیین چگونگی آنها به نوع عمل و شرایط اجتماعی دینداران برمیگردد، و بهتبع مانند خود دینداری تابع تحولات اجتماعی و تغییرپذیرند.» پس از ذکر این مقدمات نویسنده نتیجه میگیرد که عزاداری عاشورا را باید «اولاً از زمره مقوله دینداری محسوب کرد، نه دین. ثانیاً یکی از آیینهای دینداران دانست و نه یک منسک دینی؛ به همین دلیل این آیین که توسط امامان شیعه پایهریزی شده بود، پس از چندی و وقتی با فرهنگ ایرانی آمیخته و در آن نهادینه شد، صورت دیگری یافت که به کلی با نمونه ساده و اولیهاش تفاوت داشت؛ صورتی که توسط خود دینداران و به تناسب فرهنگ و باورهای آنان و نیز قرائتی که در هر عصر از مذهب شیعه و قیام امامحسین(ع) داشتند، تعریف شده بود.» این فراز را میتوان لبّ همه مطالب و
مباحث کتاب دانست؛ اینکه «پدیده آیینها و مجالس سوگواری علیرغم کارکرد
دینی خود، اما بیش و پیش از هر چیز پدیدهای اجتماعیاند و متأثر از
تغییرات و تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی.»
پس از تعاریف مفاهیم اساسی، نویسنده به تعریف و بررسی هفت مفهوم که آنها را «عناصر هویتی هیئتهای مذهبی» مینامد، پرداخته که عبارتند از «کارکرد»، «سازمان»، «مخاطب»، «مدل دینداری»، «متولیان»، «مداحی» و «ادبیات»؛ اینها متغیرهایی هستند که وی در فصول بعدی از منظر آنها به مقایسه و بررسی و نقد گونههای مختلف هیئتهای مذهبی معاصر میپردازد. فصل سوم: بررسی مدلهای مختلفی که با آنها میتوان هیئتهای مذهبی را گونهبندی کرد فصل سوم به بررسی مدلهای مختلفی اختصاص یافته است که با آنها میتوان هیئتهای مذهبی را گونهبندی کرد. نویسنده در این فصل با در نظر گرفتن دو معیار «سازمان» و «مخاطب»، 15 مدل فرضی گونهبندی را بررسی کرده و در انتها یک مدل تلفیقی و چندبعدی را به عنوان «مدل ساختی ـ کارکردی» پیشنهاد کرده است. «طبق این مدل ـ که مدل بنیادی و زیربنایی مباحث کتاب است ـ هیئتهای مذهبی معاصر را میتوان در سه دسته «سنتی»، «انقلابی» و «عامهپسند»، به علاوه یک گونه فرعی «شبههیئتها» گنجاند؛ البته هر کدام از این دستهها خود شامل تقسیمبندیهای ثانویه هم میشوند.» چهار فصل بعد: بررسي چهار گونه محوري و گسترده گونههاي عزاداري فصلهای 4، 5، 6 و 7 به بررسی مجزا و تفصیلی چهار گونهای اختصاص یافتهاند که نویسنده آنها را محوریترین و گستردهترین گونهها محسوب کرده است؛ به ترتیب «هیئتهای سنتی»، «هیئتهای انقلابی دوران جنگ»، «هیئتهای انقلابی دوران پس از جنگ» و «هیئتهای عامهپسند». در هر یک از این فصلها گونه مربوط بر
اساس هفت شاخصهای که پیشتر از آنها به عناصر هویتی هیئتهای مذهبی تعبیر
شد، بررسی شده است؛ به علاوه تعریف و ارزیابی آن گونه.
فصل هشتم: معرفي شبه هيئتها/ فصل پاياني: ارائه مدل نظری کاربردی برای تبیین تغییرات و تحولات هیئتهای مذهبی در فصل هشتم کتاب هم «شبههیئتها» معرفی شدهاند و بالاخره در فصل پایانی - که «جمعبندی و نتیجهگیری» نام دارد - نویسنده کوشیده است بر اساس مباحث طرح شده در فصول پیشین، یک مدل نظری کاربردی را برای تبیین تغییرات و تحولات هیئتهای مذهبی تدوین کند. 1391/01/22 http://snn.ir/news-13910122051.aspx [ ] [ ] [ ]
[ ]
كتاب «رسانه شيعه» بررسي ميشود
نقد و بررسي كتاب «رسانه شيعه، جامعهشناسی آیینهای سوگواری و هیاتهای مذهبی در ایران» فردا (سهشنبه، 16اسفند) در كانون انديشه جوان برگزار ميشود.-
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از روابط عمومي كانون انديشه جوان، اين جلسه نخستين نشست از سلسله نشستهاي «رواق انديشه» كانون انديشه جوان است كه با حضور سیدحسین شهرستانی، كارشناس ارشد جامعهشناسي، سعید طاووسی، دانشجوي دكتراي تاريخ و محسن حسام مظاهري، نويسنده كتاب برگزار ميشود.
هدف نويسنده از تاليف اين كتاب كه تاكنون به چاپ چهارم رسيده است، بررسي، تحليل و فهم منطق تغييرات و تطورات مناسكي ـ گفتماني مجالس و آيينهاي عزاداري شيعيان ايران در طول تاريخ و بهويژه در دوران معاصر و پاسخ به اين سوال است كه آيا ميتوان اين تغييرات را تابع الگويي تجربي ـ نظري دانست يا خير. كتاب «رسانه شيعه» در سومين جشنواره بينالمللي فارابي در رشته علوم اجتماعی و ارتباطات و در بخش جوان، رتبه سوم را كسب كرده است. سلسله نشستهاي «رواق انديشه» با هدف معرفي و نقد آثار و تاليفات فعالان دانشجويي جبهه فكري ـ فرهنگي انقلاب اسلامي در كانون انديشه جوان برگزار ميشود. جلسه نقد و بررسي كتاب «رسانه شيعه» فردا (سهشنبه، 16اسفند) از ساعت 15 و 30 دقيقه تا 17 و 30 دقيقه در سالن همايشهاي ساختمان مركزي كانون انديشه جوان، واقع در خيابان وصال شيرازي، كوي بهنام، شماره 19 برگزار خواهد شد. کد مطلب : 131753
منبع: خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
[ ] [ ] [ ]
[ ]
جلسه نقد کتاب رسانه شیعه به همت گروه جامعه شناسی شیعه و انجمن علمی دانشجویی جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه برگزار شد. در این جلسه دکتر جبار رحمانی ـ دکترای انسانشناسی ـ به نقد این کتاب پرداخت. [ ] [ ] [ ]
[ ]
هفتاد و پنجمین جلسه مرجع شناسی کتب عاشورایی همراه با بررسی عزاداری دزفول و با حضور دکتر محمدرضا سنگری توسط موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورای دزفول و با موضوع ادامه بررسی کتاب رسانه شیعه نوشته محسن حسام مظاهری برگزار میگردد. زمان: چهارشنبه ۹۰/۸/۱۱ساعت ۷ شب. مکان: سالن اجتماعات کتابخانه علامه مخبر (دزفول) از تمامی علاقه مندان به فرهنگ غنی عاشورایی دعوت به عمل میآید تا در این جلسه حضور داشته باشند.این جلسه در ادامه هفتاد و چهارمین نشست برگزار میشود که آن هم به بررسی کتاب رسانه شیعه اختصاص داشت.
[ ] [ ] [ ]
[ ]
کتاب "رسانه شیعه؛ جامعه شناسی آیینهای سوگواری و هیئتهای مذهبی در ایران" به چاپ چهارم رسید. چاپ جدید با همان کیفیت چاپ سوم، در 3000 نسخه و با قیمت 12 هزار تومان توسط انتشارات شرکت چاپ و نشر بین الملل در تابستان 1390 به بازار عرضه شده است.
[ ] [ ] [ ]
[ ]
بازخوانى كتاب «رسانه شيعه»
(جامعه شناسى آيينهاى سوگوارى و هيئتهاى مذهبى در ايران) جواد محمدزمانى عرصه عزادارى براى امامانِ معصوم، عرصه پرفروغى است و انديشيدن به آن، دستاوردهاى معنوى فراوانى براى آدمى خواهد داشت. پديده عزادارى در چه تاريخى به وجود آمد؟ به اين پرسش پاسخهاى گوناگونى داده شده است. برخى با توسل به رواياتى كه در آن پيامبران پيشين براى مصيبات خاندان گرامى پيامبر اسلام(ص) اشك ريختهاند، تاريخ عزادارى را به زمان حضرت آدم رساندهاند؛ برخى ديگر عصر پيامبراكرم(ص)، عصر اميرمؤمنان(ع) و امام مجتبى(ع) يا عصر امام حسين(ع) را سرآغاز عزادارى براى معصومان(ع) دانستهاند. آنچه در اين ميان اهميت فراوان دارد، پيشينه سترگ عزادارى و نيز تأثير فراوان آن در دلهاى مردمان است. امروزه كسى تأثير عزادارى در فرهنگ عمومى را انكار نمىكند. با اين همه، پژوهشگران ما كمتر به پژوهش درباره ابعاد گوناگون عزادارى، تأثير آن و تاريخ سترگ آن مىپردازند؛ نيز معالاسف برخى هرگونه تحقيق و پژوهش و آسيبشناسى در اين عرصه را ناروا مىدانند و با تمسك به اين سخن كه وادى اهلبيت -بويژه وادى امام حسين(ع)- وادى ديگرى است، هرگونه پژوهش در اين عرصه را دخالت در امور معنوى و ملكوتى و گاه تخريب باورهاى مردمان و تضعيف ايمان آنان قلمداد مىكنند. آنان عزادارى براى عاشورا را سرّى از اسرار الهى مىدانند كه هرگونه واكاوى آن باعث ناخرسندى خدا و معصومان(ع) است. در مقابل، گروهى بر اين باورند كه عرصه عزادارى، عرصهاى بِكر براى پژوهش است. آنان پژوهش درباره عزادارى را در عصر فعلى، امرى بايسته و راهى براى مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب و مقابله با انديشههايى كه به دنبال نفى و طرد عزادارى و خرافى دانستن آن هستند مىدانند.
كتاب «رسانه شيعه» ديدگاه دوم را تقويت مىكند. نويسنده كتاب -محسن حسام مظاهرى -تحصيلات خود را در رشته جامعهشناسى به پايان برده است. او كوشيده است كه پديده عزادارى را در اعصار مختلف با رويكرد جامعهشناختى بازبكاود و سرانجام به نتايج شايستهاى برسد. محسن حسام مظاهرى براى پژوهش، عرصهاى را انتخاب كرد كه در آن كمتر پژوهش ژرفى انجام گرفته بود. از اين رو پژوهشى نو در اين عرصه بود و اين، جذابيت كتاب را براى خوانندگان و آگاهان اين عرصه دو چندان مىكرد. از ويژگيهاى مهم اين پژوهش جامع بودن آن است. به گونهاى كه پژوهشگر، اكثر كتابهاى نگاشته شده در اين گستره را مطالعه و فيشبردارى كرده است. نيز با مطالعه اين كتاب مىتوان دريافت كه نويسنده عجولانه و پرشتاب به نگارش آن دست نزده است؛ بلكه مدتهاى مديدى با آن، دستوپنجه نرم كرده، ديدگاههاى كارشناسان را جويا شده، و مطالب را چند بار بازبينى و بازنويسى كرده است؛ به ديگر بيان، نويسنده با مطالب كتاب خود زندگى كرده است. با اين همه، رسانه شيعه با موج شديد مخالف روبهرو شد. مخالفان رسانه شيعه چند گروه بودند. گروه اوّل كه عمده مخالفان را تشكيل مىدادند مداحان اهلبيت(ع) بودند. بسيارى از آنان اين كتاب را توهين به خود قلمداد مىكردند. آنان بر اين باور بودند كه نويسنده قصد تخريب چهره مداحان سرشناس را داشته است. عمده دليل آنان، ذكر زندگىنامه مختصر برخى از مداحان، بر روى كاغذ آمدن برخى از نوارها و نرمافزارهاى موجود كه گاه حاوى خطاهاى برخى از مداحان در سالهاى مختلف بوده، دسته بندى هيئتهاى مذهبى و بررسى عناصر ساختارى آنان و يادآورى برخى از تحريفات موجود در عرصه عزادارى است. دسته ديگر مخالفان، طرفداران مدّاحها و برخى از جوانان دستاندركار هيئتهاى عزادارىاند كه بررسى محتوايى هيئتها را نوعى تخريب قلمداد مىكنند و سرانجام دسته سوم مخالفان، ديندارانى كه هرگونه پژوهش در اين عرصه را برملا كردن اسرار و خفيّات و گناهى نابخشودنى در پرده برداشتن از عيوب و اشتباهات مىدانند. با اين همه، بيشتر مخالفتها شفاهى است و هنوز مخالفت مكتوب جامعى در اين عرصه مشاهده نشده است. از اين رو بسيارى از مخالفتها و انتقادها در اين عرصه را بايد گلهگزارى دانست. نويسنده، پيشتر كتاب را در سال 1383 در شمارگان محدودى با نام «جستارهايى در جامعهشناسى هيئتهاى مذهبى» منتشر كرده بود؛ امّا به گفته خود، آن كتاب بيشتر رويكرد آسيب شناسانه داشت تا جامعه شناسانه! نيز فاقد فصول نخستين كتاب حاضر (اجمالى از تاريخ عزادارى) بود. نويسنده بر اين باور است كه عزادارى شيعيان، از جمله آيينهاى دينداران است كه هر چند تأسيس آن با امامان شيعه بوده، در مسير تكوين و حيات خود، به عنصرى از فرهنگ و ديندارى عامه تبديل شده است. از اينرو در مقاطع گوناگون تاريخ، بنابه تحوّلات اجتماعى و سياسى، صورتها و شكلهاى تازهاى پذيرفته است. سرانجام آن، ظهور طيف وسيعى از آداب و رسوم متنوع عزادارى است. ويژگى مهم اين پژوهش، صرف نظر از فصل نخست (بررسى تاريخ عزادارى) و بخشهايى از فصل دوم (مفاهيم و كليات)، همراه بودن مطالب با دستهبنديهایى است كه بيشتر ابداع نويسنده آن است، که علت اصلى آن نداشتن سابقه پژوهش در اين حوزه با رويكرد جامعه شناختى است. حسام مظاهرى خود از اينكه مطالب كتاب به خوبى درك و هضم نشود و سرانجام باعث بروز مشكلات فراوان گردد و بحران اجتماعى را در پىداشته باشد بيمناك است. نيز اندوهگينانه از باورى غلط در قشر عظيمى از دينداران رنجيده خاطر است، و آن اينكه اين گروه عظيم هنوز هر سنخ عقلورزى و خردگرايى در شناخت و تحليل زندگانى و حركت عظيم اباعبدالله(ع) و مقولات مرتبط با آن همانند عزادارى را دور از ساحت آن امام همام مىدانند و به شدت با آن مبارزه مىكنند. در بخش نخست حسام مظاهرى به پديده آغاز عزادارى امام حسين(ع) مىپردازد و روايات موجود در اينباره را بررسى مىكند. از جمله آن دسته از رواياتى كه شامل پيشگويى پيامبراكرم(ص) و اميرمؤمنان(ص) درباره شهادت امام حسين(ع) است. آنگاه به بررسى نخستين محفل عزا مىپردازد و عزادارى در عصر امامان را پىمىگيرد. رويكرد نويسنده در اين بخشها اغلب روايى است. اينكه مرثيه سرايان شاخص عصر امامان شيعه چه كسانى بودند و بررسى رفتارهاى سياسى آنان از ديگر بخشهاى اين كتاب است. نويسنده عزادارى ايرانيان را از دوران آلبويه آغاز مىكند و نقش آنان را در احياى عزاداى حسينى فراياد مىآورد. سپس به عزادارى عصر سلجوقى، مغول و تيمورى اشاره مىكند. بيشتر همّت نويسنده در اين بخش صرف بازكاوى عزادارى در عصر صفويان شده است. از ويژگيهاى عصر صفوى تثبيت مكتب تشيّع در ايران و رسمى شدن آنها، احياى شعائر دينى از جمله عزادارى براى امام حسين(ع) و رونق كم نظير آن، تشويق شاعران آيينى - بويژه مرثيه سرايان - و تعمير و بازسازى اماكن زيارتى - از جمله عتبات عاليات و حرم امام رضا(ع)- بود. نويسنده اين وقايع را با اسناد موجود برمىرسد و دگرگونى و تنوّع عزادارى در اين عصر را باز مىكاود. نيز مىكوشد تا سنتهايى چون تيغزنى، سنگزنى، قفلزنى و بهكارگيرى آلاتى چون عَلَم و كُتَل و بيرق را در اين عصر به خوبى از لابهلاى متون به جامانده بررسى كند. از اين بخش، نويسنده كم كم به بازخوانى اختلاف علماى شيعى در مبارزه با تحريفات - همچون قمهزنى و تيغزنى - راهمىيابد و بخشى از اختلافات را فراياد مىآورد. نويسنده برآن است كه عموم علماى اين عصر، در برخورد با تحريفاتى چون قمه زنى، واكنش چندانى نشان ندادند. به زعم حسام مظاهرى، ممكن است علت اين امر، پارهاى از ملاحظات سياسى مانند «غلبه مذهب حقّه شيعه» و «حفظ بيضه اسلام» در عصر صفوى باشد. كشور ايران تا پيش از آن به دست اهل سنّت اداره مىشد و در عصر صفوى براى نخستين بار، شيعه به حكومت رسيد. از اين رو طبيعى بود كه براى حفظ حكومت، اختلافات در عرصه عزادارى و وقوع تحريفات در پس ملاحظات سياسى پنهان شود. نويسنده با شتاب از عصر افشاريان و زنديان مىگذرد و به عكس، در عصر قاجار به تفصيل از مسائل سخن مىگويد. فتواى ميرزاى قمى درباره حلّيّت تعزيه (شبيهخوانى)، گزارش سيّاحان از وضعيت مناسك عزادارى در ايران، روايت سيد صالح شهرستانى از سفر ناصرالدين شاه به كربلا، رشد و ترقّى تعزيه در عصر قاجار و ابعاد گوناگون آن در گزارشهاى تاريخى، گزارش درباره تأليف كتاب «كبريت احمر»، اختلافات علما درباره شبيه خوانى و ذكر خدمات عالمان شيعى در برخورد با تحريفها و بدعتها از مباحث شگفت اين بخش از كتاب است. شگفتترين بحث در اين بخش از كتاب، اختلافات علما درباره مبارزه با برخى از مصاديق تحريف يا بدعت است. از محورهاى اختلاف، بحث تعزيه و شبيه خوانى بود كه آيا از مصاديق بدعت است يا خير. برخى از علما با تأكيد بر «حرمت تمثّل معصومين» و «حرمت تشبّه مرد به زن و زن به مرد» جدا از بدعت بودن يا نبودن تعزيه، آن را حرام مىدانستند. در اين زمينه، برخى همچون مرحوم ميرزا محمد حسين نائينى بسيار آسانگير بودند و به جواز فتوا مىدادند. برخى مانند شيخ عباسى قمى سختگير بودند و در اينباره با شدّت و حدّت سخن مىگفتند و مىنوشتند. اين اختلافات منحصر به ايران نبود. در خارج از ايران، در منطقه شام (سوريه و لبنان و فلسطين فعلى) مرحوم سيد محسن امين و مرحوم شرفالدين - دوعالم نامدار شيعى - در اينباره اختلافات فراوان داشتند. مرحوم سيد محسن امين از مخالفان سرسخت برخى اعمال در عزادارى بود و رساله «التنزيه فى اعمال الشّبيه» را نگاشت و در آن به صراحت قمه زنى و رسوم شبيه به آن را شيطان پسند و غير شرعى دانست. از سوى ديگر، مرحوم شرفالدّين بسيارى از اين امور را جايز مىدانست. مرحوم كاشفالغطاء نيز در نجف از حرمت قمهزنى سخن گفت و به شدت با آن مبارزه كرد. داستان نگارش كتاب «اسرارالشهاده» ملاآقاى دربندى نيز خواندنى است. اين كتاب مورد اعتراض برخى چون مرحوم محدث نورى صاحب كتاب «لؤلؤ و مرجان» قرار گرفت. محدث نورى در كتاب خود به شدت از رواج روضهخوانىهاى دروغ در عهد قاجار انتقاد كرد و علما را به مبارزه فراگير با آن فراخواند. به گفته پژوهشگر كتاب، با آنكه در دوران ناصرالدّين شاه قاجار، مجالس سوگوراى بسيار گسترش يافت، از مقطع پايانى همين عصر محافل مذكور، رو به افول نهاد. علت چه بود؟ سه دليل عمده: گسترش كمّى و كيفى تعزيه و شبيهخوانى، ورود گرايشهاى صوفيانه و نقلهاى ضعيف و عوامانه به متن عزادارى و رواج فرنگىمآبى و حملات منوّرالفكرها به اين محافل و ترويج لااُبالىگرى. اين افول، بعدها دامن محافل تعزيه را نيز گرفت. نگارنده كتاب در بررسى عزادارى در عصر پهلوى، ريشههاى نهضت امام خمينى(ره) و نقش عزادارى در پيروزى انقلاب اسلامى را نيز بررسى مىكند. سالهاى نخستين حكومت رضا شاه، سالهاى مبارزه فراگير با عزادارى بود. رضاشاه كه اجراى قانون كشف حجاب او زبانزد است، كوشيد تا شعلههاى عزادارى را خاموش كند و تحت عنوان «مبارزه با گريه و غم» رفته رفته، اوضاع را بر عزاداران سختتر مىكرد. تأسيس «مؤسسه وعظ و خطابه» در سال 1315ش با هدف تربيت طلاب مبلّغ رژيم با روحيه تجددگرايانه و ترويج كتابهاى احمد كسروى (كه از فعالان در عرصه مخالفت با عزادارى بود) از كارهاى رژيم پهلوى در عصر رضاشاه براى مبارزه با عزادارى بود. در اين ميان، امام خمينى(ره) با دو انگيزه مهم وارد عرصه شد: نخست پاسخگويى به شبهات امثال كسروى و بيان حقايق عزادارى و علل سفارش معصومان(ع) به آن و زدودن افكار شبه روشنفكرى در نهى از گريه، و دوم بيان حقايق عاشورا و لزوم درسآموزى از آن در مبارزه با ظلم و ستم هر زمانى، و برافروختن شعلههاى قيام بر ضد رژيم پهلوى؛ به واقع امام هم از عزادارى مشروع و منطقى دفاع مىكرد و هم از پيامهاى اصلى عاشورا و لزوم بيدارى آفرينى. تلاشهاى امام باعث شد كه جنبههاى حماسى و عزّت آفرينى وبيدارگرى عاشورا، سراسر كشور را فرابگيرد و عزاداريهاى مردم، نوحهها و شعرها و خطابهها رنگ و بوى تازهاى بيابد. نويسنده اين حركت عظيم را به خوبى در كتاب خود به خواننده نشان داده و پس از آن به مسئله سخنرانيهاى شهيد مطهرى(ره) درباره لزوم عزادارى درست و مبارزه با تحريفات و خرافات پرداخته است. نيز اين صفحات از يادكرد دكتر على شريعتى و نقش او در ايجاد ابعاد حماسى و عزّتطلبى عاشورا در جامعه آن روز تهى نيست. مسئله كتاب «شهيد جاويد» نيز از مباحثى است كه در اين كتاب در ذيل همين مباحث به آن پرداخته شده است. عصر انقلاب اسلامى در بارور نويسنده كتاب، عصرى است كه در گستره هيئتهاى مذهبى بسيار متلاطم بوده است. اين عصر با ظهور هيئتهاى انقلابى در آغاز همراه بود و در دوران جنگ تحميلى با تكيه بر ادبيات حماسى عاشورا و نيز رويكرد به ادعيه و زيارات و ظهور مداحانى چون صادق آهنگران، غلامعلى كويتىپور به راه خود ادامه داد. دوران پس از جنگ نيز حوادث فراوانى در پىداشت، ظهور هيئتهاى انقلابى خصوصى با رويكرد شِكوه از جاماندان از قافله شهيدان، هيئتهاى انقلابى راديكال همانند هيئت هفتگى انصار حزبالله، هيئتهاى انقلابى فعّال فرهنگى با رويكرد تلاش در عرصههاى علمى و دانشگاهى و هيئتهاى انقلابى عمومى همانند هيئت رزمندگان اسلام، از ويژگىهاى عصر پس از جنگ تحميلى است. نويسنده مداحان شاخص دوران پس از جنگ را منصور ارضى، سعيد حداديان، محمود كريمی، حسن خلج و احمد واعظى مىداند و به شرح مختصرى از زندگانى و فعاليتهاى آنان مىپردازد. مؤلف كتاب كوشيده تا مسير تكوين هيئتهاى عامه پسند را بررسى كند و از اين رهگذر چند جريان اجتماعى، همچون عرفى شدن نگرش به روحانيت، ظهور شائبه ناكارآمدى نظام، رواج جريانات عرفانگرا و معنويتگرا تعديل نگرشهاى پيشين و رواج گرايش تساهل مدارانه را به تفصيل توضيح مىدهد. وى مداحان شاخص هيئتهاى عامه پسند را نريمان پناهى، سيد محمد جواد ذاكر طباطبايى، حميد عليمى و مهدى اكبرى مىداند و سپس ضمن تشريح هيئتهاى عامه پسند انقلابى، به عبدالرضا هلالى، حسين سيب سرخى و اسلام ميرزايى اشاره مىكند. نيز وى در اين بخش به جريان اصلاحات و آسيبشناسى عزادارى مىپردازد و موج نخست آن را پس از سخنرانى مشهور رهبر معظم انقلاب در 22 خرداد سال 1373 شمسى درباره قمهزنى و تحريفات عزادارى مىداند. موج دوم را نيز در سخنرانى معظم له در 5 مرداد 1384 در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در نكوهش رويكرد افراطى به زيبايىهاى معنوى آنان برمىشمرد. حسام مظاهرى در بخش پايانى كتاب، به جمعبندى ديدگاهها و نتيجهگيرى از پژوهش خود مىپردازد. وى هدف اصلى خود از اين پژوهش را اثبات اين مدّعا مىداند كه اساساً آيينهاى عزادارى در اعصار گوناگون خلاقيت دينداران است نه خلاقيت دين. از اين رو در هر دورهاى چيزهايى به آن افزوده يا از آن كاسته شده است. وى مىنويسد: «در عصر ائمه اطهار(ع) ساختار مجالس چيزى بيش از منشدى نبوده است كه قصيدهاى را انشاد مىكرد يا نائحى كه نوحهاى مىخواند و حضارى كه مىگريستند. نه از سنگزنى و قمهزنى خبرى بود، نه از مجلسآرايى با كتل و پرچم. اين همه بعدها و به ابتكار مردم افزوده شد... وقتى پذيرفتيم كه عزادارى آيينى است با منشأ و مشرب مردمى و ابداع ايشان، آن وقت ديگر چيزى به عنوان سنّت عزادارى - در آن معنايى كه در شريعت از سنّت مستفاد مىشود - مصداق نخواهد داشت... سخن آن نيست كه نمىتوان بر اينها خرده گرفت، بلكه سخن بر سر مستندات و موضع اين خرده گيريهاست. بله مىتوان گفت فلان آيين سوگ از منظر فقهى جايز نيست يا بهمان مضامين و صورتهاى نوحه خوانى و روضه را با تعاليم اسلامى و فرهنگ ناب شيعى نسبتى نيست، امّا نمىتوان اين نقدها را به سرپيچى از سنّتى متهم كرد كه اساساً وجود خارجى ندارد و امرى فرضى و موهوم است». (رسانه شيعه، صص 521 و 522) كتاب «رسانه شيعه» صرف نظر از اظهار نظرهاى مثبت و منفى جامعه دينداران، كتابى موفق، نوآمد و تأثيرگذار است، و نشان از آن دارد كه نويسنده ساليانى از عمر خود را با دقت و تلاش فراوان به گردآورى اطلاعات و ثبت و ضبط دقيق آن، و سپس تحليل و تجزيه فروان پرداخته است؛ از اين رو تلاش وى - آن هم در عرصهاى كه كمتر كتابى با اين حجم و با اين گستره پژوهش پديد آمده - شايان تحسين فروان است. كتاب رسانه شيعه مىتواند در آينده منشأ خدمات فراوان ديگر در اين عرصه باشد. با اين همه جاى چند بحث در اين كتاب خالى است: نخست پديده سخنرانى در هيئتها، بررسى كاركرد، تاريخ و ويژگىهاى آن؛ رويكرد جامعهشناختى كه در كتاب كمتر به آن پرداخته شده و در كنار مباحث مربوط به مداحى در سايه قرار گرفته است، دوم جايگاه شاعران در هيئتهاى مذهبى (نويسنده بيشتر به جايگاه شعر پرداخته نه شاعر)، سوم جايگاه موسيقى و آهنگ در هيئتها؛ چهارم ترتيب و چگونگى چينش برنامههاى هيئتها در ادوار گوناگون تاريخى (كه آيا به روال فعلى با قرائت قرآن و سپس سخنرانى و... شروع مىشده يا دگرگونيهايى داشته است) و پنجم بحث جامعتر درباره مجموعههايى چون هيئت رزمندگان و زمينههاى جامعه شناختى تشكيل آن. با اين همه، كتاب «رسانه شيعه» آغاز خوبى در پژوهشهاى عزادارىمدار است و جاى آن دارد كه مسئولان فرهنگى از اين گونه پژوهشها حمايت لازم به عمل آورند. كتاب رسانه شيعه در 611 صفحه و در شمارگان 2500 نسخه به همّت شركت چاپ و نشر بينالملل به چاپ رسيده است. به نقل از: نشریه شبستان اندیشه [ ] [ ] [ ]
[ ]
[ ] [ ] [ ]
[ ]
|
|