تبليغاتX
رسانه‌ی شیعه

رسانه‌ی شیعه

رسانه‌ی شیعه کتابی‌ست با موضوع تاریخ و جامعه‌شناسی آیین‌های سوگواری و هيأت‌هاي مذهبی در ایران

نقد "رسانه شیعه" توسط دکتر محمدرضا سنگری در دزفول




هفتاد و پنجمین جلسه مرجع شناسی کتب عاشورایی همراه با بررسی عزاداری دزفول و با حضور دکتر محمدرضا سنگری توسط موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورای دزفول و با موضوع ادامه بررسی کتاب رسانه شیعه نوشته محسن حسام مظاهری برگزار می‌گردد.

زمان: چهارشنبه ۹۰/۸/۱۱ساعت ۷ شب.

مکان: سالن اجتماعات کتابخانه علامه مخبر (دزفول)

از تمامی علاقه مندان به فرهنگ غنی عاشورایی دعوت به عمل می‌آید تا در این جلسه حضور داشته باشند.
 این جلسه در ادامه هفتاد و چهارمین نشست برگزار میشود که آن هم به بررسی کتاب رسانه شیعه اختصاص داشت.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

http://roozedahom.com/6908.php

 

+  | 

چاپ چهارم رسانه شیعه


کتاب "رسانه شیعه؛ جامعه شناسی آیینهای سوگواری و هیئتهای مذهبی در ایران" به چاپ چهارم رسید.
چاپ جدید با همان کیفیت چاپ سوم، در 3000 نسخه و با قیمت 12 هزار تومان توسط انتشارات شرکت چاپ و نشر بین الملل در تابستان 1390 به بازار عرضه شده است.

+  | 

شکوه عزاداری

 
بازخوانى كتاب «رسانه شيعه»
(جامعه‏ شناسى آيين‏هاى سوگوارى و هيئتهاى مذهبى در ايران)

 جواد محمدزمانى

 عرصه عزادارى براى امامانِ معصوم، عرصه پرفروغى است و انديشيدن به آن، دستاوردهاى معنوى فراوانى براى آدمى خواهد داشت. پديده عزادارى در چه تاريخى به وجود آمد؟ به اين پرسش پاسخ‏هاى گوناگونى داده شده است. برخى با توسل به رواياتى كه در آن پيامبران پيشين براى مصيبات خاندان گرامى پيامبر اسلام(ص) اشك ريخته‏اند، تاريخ عزادارى را به زمان حضرت آدم رسانده‏اند؛ برخى ديگر عصر پيامبراكرم(ص)، عصر اميرمؤمنان(ع) و امام مجتبى(ع) يا عصر امام حسين(ع) را سرآغاز عزادارى براى معصومان(ع) دانسته‏اند. آنچه در اين ميان اهميت فراوان دارد، پيشينه سترگ عزادارى و نيز تأثير فراوان آن در دلهاى مردمان است. امروزه كسى تأثير عزادارى در فرهنگ عمومى را انكار نمى‏كند. با اين همه، پژوهشگران ما كمتر به پژوهش درباره ابعاد گوناگون عزادارى، تأثير آن و تاريخ سترگ آن مى‏پردازند؛ نيز مع‏الاسف برخى هرگونه تحقيق و پژوهش و آسيب‏شناسى در اين عرصه را ناروا مى‏دانند و با تمسك به اين سخن كه وادى اهل‏بيت -بويژه وادى امام حسين(ع)- وادى ديگرى است، هرگونه پژوهش در اين عرصه را دخالت در امور معنوى و ملكوتى و گاه تخريب باورهاى مردمان و تضعيف ايمان آنان قلمداد مى‏كنند. آنان عزادارى براى عاشورا را سرّى از اسرار الهى مى‏دانند كه هرگونه واكاوى آن باعث ناخرسندى خدا و معصومان(ع) است. در مقابل، گروهى بر اين باورند كه عرصه عزادارى، عرصه‏اى بِكر براى پژوهش است. آنان پژوهش درباره عزادارى را در عصر فعلى، امرى بايسته و راهى براى مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب و مقابله با انديشه‏هايى كه به دنبال نفى و طرد عزادارى و خرافى دانستن آن هستند مى‏دانند.
 كتاب «رسانه شيعه» ديدگاه دوم را تقويت مى‏كند. نويسنده كتاب -محسن حسام مظاهرى -تحصيلات خود را در رشته جامعه‏شناسى به پايان برده است. او كوشيده است كه پديده عزادارى را در اعصار مختلف با رويكرد جامعه‏شناختى بازبكاود و سرانجام به نتايج شايسته‏اى برسد. محسن حسام مظاهرى براى پژوهش، عرصه‏اى را انتخاب كرد كه در آن كمتر پژوهش ژرفى انجام گرفته بود. از اين رو پژوهشى نو در اين عرصه بود و اين، جذابيت كتاب را براى خوانندگان و آگاهان اين عرصه دو چندان مى‏كرد. از ويژگيهاى مهم اين پژوهش جامع بودن آن است. به گونه‏اى كه پژوهشگر، اكثر كتابهاى نگاشته شده در اين گستره را مطالعه و فيش‏بردارى كرده است. نيز با مطالعه اين كتاب مى‏توان دريافت كه نويسنده عجولانه و پرشتاب به نگارش آن دست نزده است؛ بلكه مدتهاى مديدى با آن، دست‏وپنجه نرم كرده، ديدگاههاى كارشناسان را جويا شده، و مطالب را چند بار بازبينى و بازنويسى كرده است؛ به ديگر بيان، نويسنده با مطالب كتاب خود زندگى كرده است.
 با اين همه، رسانه شيعه با موج شديد مخالف روبه‏رو شد. مخالفان رسانه شيعه چند گروه بودند. گروه اوّل كه عمده مخالفان را تشكيل مى‏دادند مداحان اهل‏بيت(ع) بودند. بسيارى از آنان اين كتاب را توهين به خود قلمداد مى‏كردند. آنان بر اين باور بودند كه نويسنده قصد تخريب چهره مداحان سرشناس را داشته است. عمده دليل آنان، ذكر زندگى‏نامه مختصر برخى از مداحان، بر روى كاغذ آمدن برخى از نوارها و نرم‏افزارهاى موجود كه گاه حاوى خطاهاى برخى از مداحان در سالهاى مختلف بوده، دسته بندى هيئتهاى مذهبى و بررسى عناصر ساختارى آنان و يادآورى برخى از تحريفات موجود در عرصه عزادارى است. دسته ديگر مخالفان، طرفداران مدّاح‏ها و برخى از جوانان دست‏اندركار هيئتهاى عزادارى‏اند كه بررسى محتوايى هيئتها را نوعى تخريب قلمداد مى‏كنند و سرانجام دسته سوم مخالفان، ديندارانى كه هرگونه پژوهش در اين عرصه را برملا كردن اسرار و خفيّات و گناهى نابخشودنى در پرده برداشتن از عيوب و اشتباهات مى‏دانند. با اين همه، بيشتر مخالفتها شفاهى است و هنوز مخالفت مكتوب جامعى در اين عرصه مشاهده نشده است. از اين رو بسيارى از مخالفتها و انتقادها در اين عرصه را بايد گله‏گزارى دانست.
 نويسنده، پيش‏تر كتاب را در سال 1383 در شمارگان محدودى با نام «جستارهايى در جامعه‏شناسى هيئتهاى مذهبى» منتشر كرده بود؛ امّا به گفته خود، آن كتاب بيشتر رويكرد آسيب شناسانه داشت تا جامعه شناسانه! نيز فاقد فصول نخستين كتاب حاضر (اجمالى از تاريخ عزادارى) بود.  نويسنده بر اين باور است كه عزادارى شيعيان، از جمله آيين‏هاى دينداران است كه هر چند تأسيس آن با امامان شيعه بوده، در مسير تكوين و حيات خود، به عنصرى از فرهنگ و دين‏دارى عامه تبديل شده است. از اين‏رو در مقاطع گوناگون تاريخ، بنابه تحوّلات اجتماعى و سياسى، صورتها و شكلهاى تازه‏اى پذيرفته است. سرانجام آن، ظهور طيف وسيعى از آداب و رسوم متنوع عزادارى است.
 ويژگى مهم اين پژوهش، صرف نظر از فصل نخست (بررسى تاريخ عزادارى) و بخشهايى از فصل دوم (مفاهيم و كليات)، همراه بودن مطالب با دسته‏بنديهایى است كه بيشتر ابداع نويسنده آن است، که علت اصلى آن نداشتن سابقه پژوهش در اين حوزه با رويكرد جامعه شناختى است.
 حسام مظاهرى خود از اينكه مطالب كتاب به خوبى درك و هضم نشود و سرانجام باعث بروز مشكلات فراوان گردد و بحران اجتماعى را در پى‏داشته باشد بيمناك است. نيز اندوهگينانه از باورى غلط در قشر عظيمى از دينداران رنجيده خاطر است، و آن اينكه اين گروه عظيم هنوز هر سنخ عقل‏ورزى و خردگرايى در شناخت و تحليل زندگانى و حركت عظيم اباعبدالله(ع) و مقولات مرتبط با آن همانند عزادارى را دور از ساحت آن امام همام مى‏دانند و به شدت با آن مبارزه مى‏كنند.
 در بخش نخست حسام مظاهرى به پديده آغاز عزادارى امام حسين(ع) مى‏پردازد و روايات موجود در اين‏باره را بررسى مى‏كند. از جمله آن دسته از رواياتى كه شامل پيش‏گويى پيامبراكرم(ص) و اميرمؤمنان(ص) درباره شهادت امام حسين(ع) است.
 آنگاه به بررسى نخستين محفل عزا مى‏پردازد و عزادارى در عصر امامان را پى‏مى‏گيرد. رويكرد نويسنده در اين بخشها اغلب روايى است. اينكه مرثيه سرايان شاخص عصر امامان شيعه چه كسانى بودند و بررسى رفتارهاى سياسى آنان از ديگر بخشهاى اين كتاب است.
 نويسنده عزادارى ايرانيان را از دوران آل‏بويه آغاز مى‏كند و نقش آنان را در احياى عزاداى حسينى فراياد مى‏آورد. سپس به عزادارى عصر سلجوقى، مغول و تيمورى اشاره مى‏كند. بيشتر همّت نويسنده در اين بخش صرف بازكاوى عزادارى در عصر صفويان شده است. از ويژگيهاى عصر صفوى تثبيت مكتب تشيّع در ايران و رسمى شدن آنها، احياى شعائر دينى از جمله عزادارى براى امام حسين(ع) و رونق كم نظير آن، تشويق شاعران آيينى - بويژه مرثيه سرايان - و تعمير و بازسازى اماكن زيارتى - از جمله عتبات عاليات و حرم امام رضا(ع)- بود. نويسنده اين وقايع را با اسناد موجود برمى‏رسد و دگرگونى و تنوّع عزادارى در اين عصر را باز مى‏كاود. نيز مى‏كوشد تا سنتهايى چون تيغ‏زنى، سنگ‏زنى، قفل‏زنى و به‏كارگيرى آلاتى چون عَلَم و كُتَل و بيرق را در اين عصر به خوبى از لابه‏لاى متون به جامانده بررسى كند. از اين بخش، نويسنده كم كم به بازخوانى اختلاف علماى شيعى در مبارزه با تحريفات - همچون قمه‏زنى و تيغ‏زنى - راه‏مى‏يابد و بخشى از اختلافات را فراياد مى‏آورد. نويسنده برآن است كه عموم علماى اين عصر، در برخورد با تحريفاتى چون قمه زنى، واكنش چندانى نشان ندادند. به زعم حسام مظاهرى، ممكن است علت اين امر، پاره‏اى از ملاحظات سياسى مانند «غلبه مذهب حقّه شيعه» و «حفظ بيضه اسلام» در عصر صفوى باشد. كشور ايران تا پيش از آن به دست اهل سنّت اداره مى‏شد و در عصر صفوى براى نخستين بار، شيعه به حكومت رسيد. از اين رو طبيعى بود كه براى حفظ حكومت، اختلافات در عرصه عزادارى و وقوع تحريفات در پس ملاحظات سياسى پنهان شود. نويسنده با شتاب از عصر افشاريان و زنديان مى‏گذرد و به عكس، در عصر قاجار به تفصيل از مسائل سخن مى‏گويد. فتواى ميرزاى قمى درباره حلّيّت تعزيه (شبيه‏خوانى)، گزارش سيّاحان از وضعيت مناسك عزادارى در ايران، روايت سيد صالح شهرستانى از سفر ناصرالدين شاه به كربلا، رشد و ترقّى تعزيه در عصر قاجار و ابعاد گوناگون آن در گزارشهاى تاريخى، گزارش درباره تأليف كتاب «كبريت احمر»، اختلافات علما درباره شبيه خوانى و ذكر خدمات عالمان شيعى در برخورد با تحريفها و بدعتها از مباحث شگفت اين بخش از كتاب است. شگفت‏ترين بحث در اين بخش از كتاب، اختلافات علما درباره مبارزه با برخى از مصاديق تحريف يا بدعت است. از محورهاى اختلاف، بحث تعزيه و شبيه خوانى بود كه آيا از مصاديق بدعت است يا خير. برخى از علما با تأكيد بر «حرمت تمثّل معصومين» و «حرمت تشبّه مرد به زن و زن به مرد» جدا از بدعت بودن يا نبودن تعزيه، آن را حرام مى‏دانستند. در اين زمينه، برخى همچون مرحوم ميرزا محمد حسين نائينى بسيار آسان‏گير بودند و به جواز فتوا مى‏دادند. برخى مانند شيخ عباسى قمى سخت‏گير بودند و در اين‏باره با شدّت و حدّت سخن مى‏گفتند و مى‏نوشتند. اين اختلافات منحصر به ايران نبود. در خارج از ايران، در منطقه شام (سوريه و لبنان و فلسطين فعلى) مرحوم سيد محسن امين و مرحوم شرف‏الدين - دوعالم نامدار شيعى - در اين‏باره اختلافات فراوان داشتند. مرحوم سيد محسن امين از مخالفان سرسخت برخى اعمال در عزادارى بود و رساله «التنزيه فى اعمال الشّبيه» را نگاشت و در آن به صراحت قمه زنى و رسوم شبيه به آن را شيطان پسند و غير شرعى دانست. از سوى ديگر، مرحوم شرف‏الدّين بسيارى از اين امور را جايز مى‏دانست. مرحوم كاشف‏الغطاء نيز در نجف از حرمت قمه‏زنى سخن گفت و به شدت با آن مبارزه كرد. داستان نگارش كتاب «اسرارالشهاده» ملاآقاى دربندى نيز خواندنى است. اين كتاب مورد اعتراض برخى چون مرحوم محدث نورى صاحب كتاب «لؤلؤ و مرجان» قرار گرفت. محدث نورى در كتاب خود به شدت از رواج روضه‏خوانى‏هاى دروغ در عهد قاجار انتقاد كرد و علما را به مبارزه فراگير با آن فراخواند.
 به گفته پژوهشگر كتاب، با آنكه در دوران ناصرالدّين شاه قاجار، مجالس سوگوراى بسيار گسترش يافت، از مقطع پايانى همين عصر محافل مذكور، رو به افول نهاد. علت چه بود؟ سه دليل عمده: گسترش كمّى و كيفى تعزيه و شبيه‏خوانى، ورود گرايش‏هاى صوفيانه و نقل‏هاى ضعيف و عوامانه به متن عزادارى و رواج فرنگى‏مآبى و حملات منوّرالفكرها به اين محافل و ترويج لااُبالى‏گرى. اين افول، بعدها دامن محافل تعزيه را نيز گرفت.
 نگارنده كتاب در بررسى عزادارى در عصر پهلوى، ريشه‏هاى نهضت امام خمينى(ره) و نقش عزادارى در پيروزى انقلاب اسلامى را نيز بررسى مى‏كند. سالهاى نخستين حكومت رضا شاه، سالهاى مبارزه فراگير با عزادارى بود.
 رضاشاه كه اجراى قانون كشف حجاب او زبان‏زد است، كوشيد تا شعله‏هاى عزادارى را خاموش كند و تحت عنوان «مبارزه با گريه و غم» رفته رفته، اوضاع را بر عزاداران سخت‏تر مى‏كرد. تأسيس «مؤسسه وعظ و خطابه» در سال 1315ش با هدف تربيت طلاب مبلّغ رژيم با روحيه تجددگرايانه و ترويج كتابهاى احمد كسروى (كه از فعالان در عرصه مخالفت با عزادارى بود) از كارهاى رژيم پهلوى در عصر رضاشاه براى مبارزه با عزادارى بود.
 در اين ميان، امام خمينى(ره) با دو انگيزه مهم وارد عرصه شد: نخست پاسخ‏گويى به شبهات امثال كسروى و بيان حقايق عزادارى و علل سفارش معصومان(ع) به آن و زدودن افكار شبه روشنفكرى در نهى از گريه، و دوم بيان حقايق عاشورا و لزوم درس‏آموزى از آن در مبارزه با ظلم و ستم هر زمانى، و برافروختن شعله‏هاى قيام بر ضد رژيم پهلوى؛ به واقع امام هم از عزادارى مشروع و منطقى دفاع مى‏كرد و هم از پيام‏هاى اصلى عاشورا و لزوم بيدارى آفرينى. تلاشهاى امام باعث شد كه جنبه‏هاى حماسى و عزّت آفرينى وبيدارگرى عاشورا، سراسر كشور را فرابگيرد و عزاداريهاى مردم، نوحه‏ها و شعرها و خطابه‏ها رنگ و بوى تازه‏اى بيابد. نويسنده اين حركت عظيم را به خوبى در كتاب خود به خواننده نشان داده و پس از آن به مسئله سخنرانيهاى شهيد مطهرى(ره) درباره لزوم عزادارى درست و مبارزه با تحريفات و خرافات پرداخته است. نيز اين صفحات از يادكرد دكتر على شريعتى و نقش او در ايجاد ابعاد حماسى و عزّت‏طلبى عاشورا در جامعه آن روز تهى نيست. مسئله كتاب «شهيد جاويد» نيز از مباحثى است كه در اين كتاب در ذيل همين مباحث به آن پرداخته شده است. عصر انقلاب اسلامى در بارور نويسنده كتاب، عصرى است كه در گستره هيئت‏هاى مذهبى بسيار متلاطم بوده است. اين عصر با ظهور هيئتهاى انقلابى در آغاز همراه بود و در دوران جنگ تحميلى با تكيه بر ادبيات حماسى عاشورا و نيز رويكرد به ادعيه و زيارات و ظهور مداحانى چون صادق آهنگران، غلامعلى كويتى‏پور به راه خود ادامه داد. دوران پس از جنگ نيز حوادث فراوانى در پى‏داشت، ظهور هيئتهاى انقلابى خصوصى با رويكرد شِكوه از جاماندان از قافله شهيدان، هيئتهاى انقلابى راديكال همانند هيئت هفتگى انصار حزب‏الله، هيئتهاى انقلابى فعّال فرهنگى با رويكرد تلاش در عرصه‏هاى علمى و دانشگاهى و هيئتهاى انقلابى عمومى همانند هيئت رزمندگان اسلام، از ويژگى‏هاى عصر پس از جنگ تحميلى است. نويسنده مداحان شاخص دوران پس از جنگ را منصور ارضى، سعيد حداديان، محمود كريمی، حسن خلج و احمد واعظى مى‏داند و به شرح مختصرى از زندگانى و فعاليتهاى آنان مى‏پردازد.
 مؤلف كتاب كوشيده تا مسير تكوين هيئتهاى عامه پسند را بررسى كند و از اين رهگذر چند جريان اجتماعى، همچون عرفى شدن نگرش به روحانيت، ظهور شائبه ناكارآمدى نظام، رواج جريانات عرفان‏گرا و معنويت‏گرا تعديل نگرشهاى پيشين و رواج گرايش تساهل مدارانه را به تفصيل توضيح مى‏دهد. وى مداحان شاخص هيئتهاى عامه پسند را نريمان پناهى، سيد محمد جواد ذاكر طباطبايى، حميد عليمى و مهدى اكبرى مى‏داند و سپس ضمن تشريح هيئتهاى عامه پسند انقلابى، به عبدالرضا هلالى، حسين سيب سرخى و اسلام ميرزايى اشاره مى‏كند. نيز وى در اين بخش به جريان اصلاحات و آسيب‏شناسى عزادارى مى‏پردازد و موج نخست آن را پس از سخنرانى مشهور رهبر معظم انقلاب در 22 خرداد سال 1373 شمسى درباره قمه‏زنى و تحريفات عزادارى مى‏داند. موج دوم را نيز در سخنرانى معظم له در 5 مرداد 1384 در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در نكوهش رويكرد افراطى به زيبايى‏هاى معنوى آنان برمى‏شمرد.
 حسام مظاهرى در بخش پايانى كتاب، به جمع‏بندى ديدگاهها و نتيجه‏گيرى از پژوهش خود مى‏پردازد. وى هدف اصلى خود از اين پژوهش را اثبات اين مدّعا مى‏داند كه اساساً آيين‏هاى عزادارى در اعصار گوناگون خلاقيت دينداران است نه خلاقيت دين. از اين رو در هر دوره‏اى چيزهايى به آن افزوده يا از آن كاسته شده است. وى مى‏نويسد: «در عصر ائمه اطهار(ع) ساختار مجالس چيزى بيش از منشدى نبوده است كه قصيده‏اى را انشاد مى‏كرد يا نائحى كه نوحه‏اى مى‏خواند و حضارى كه مى‏گريستند. نه از سنگ‏زنى و قمه‏زنى خبرى بود، نه از مجلس‏آرايى با كتل و پرچم. اين همه بعدها و به ابتكار مردم افزوده شد... وقتى پذيرفتيم كه عزادارى آيينى است با منشأ و مشرب مردمى و ابداع ايشان، آن وقت ديگر چيزى به عنوان سنّت عزادارى - در آن معنايى كه در شريعت از سنّت مستفاد مى‏شود - مصداق نخواهد داشت... سخن آن نيست كه نمى‏توان بر اينها خرده گرفت، بلكه سخن بر سر مستندات و موضع اين خرده گيريهاست. بله مى‏توان گفت فلان آيين سوگ از منظر فقهى جايز نيست يا بهمان مضامين و صورتهاى نوحه خوانى و روضه را با تعاليم اسلامى و فرهنگ ناب شيعى نسبتى نيست، امّا نمى‏توان اين نقدها را به سرپيچى از سنّتى متهم كرد كه اساساً وجود خارجى ندارد و امرى فرضى و موهوم است». (رسانه شيعه، صص 521 و 522)
 كتاب «رسانه شيعه» صرف نظر از اظهار نظرهاى مثبت و منفى جامعه دينداران، كتابى موفق، نوآمد و تأثيرگذار است، و نشان از آن دارد كه نويسنده ساليانى از عمر خود را با دقت و تلاش فراوان به گردآورى اطلاعات و ثبت و ضبط دقيق آن، و سپس تحليل و تجزيه فروان پرداخته است؛ از اين رو تلاش وى - آن هم در عرصه‏اى كه كمتر كتابى با اين حجم و با اين گستره پژوهش پديد آم‏ده - شايان تحسين فروان است. كتاب رسانه شيعه مى‏تواند در آينده منشأ خدمات فراوان ديگر در اين عرصه باشد. با اين همه جاى چند بحث در اين كتاب خالى است: نخست پديده سخنرانى در هيئتها، بررسى كاركرد، تاريخ و ويژگى‏هاى آن؛ رويكرد جامعه‏شناختى كه در كتاب كمتر به آن پرداخته شده و در كنار مباحث مربوط به مداحى در سايه قرار گرفته است، دوم جايگاه شاعران در هيئتهاى مذهبى (نويسنده بيشتر به جايگاه شعر پرداخته نه شاعر)، سوم جايگاه موسيقى و آهنگ در هيئتها؛ چهارم ترتيب و چگونگى چينش برنامه‏هاى هيئتها در ادوار گوناگون تاريخى (كه آيا به روال فعلى با قرائت قرآن و سپس سخنرانى و... شروع مى‏شده يا دگرگونيهايى داشته است) و پنجم بحث جامع‏تر درباره مجموعه‏هايى چون هيئت رزمندگان و زمينه‏هاى جامعه شناختى تشكيل آن.
 با اين همه، كتاب «رسانه شيعه» آغاز خوبى در پژوهش‏هاى عزادارى‏مدار است و جاى آن دارد كه مسئولان فرهنگى از اين گونه پژوهش‏ها حمايت لازم به عمل آورند. كتاب رسانه شيعه در 611 صفحه و در شمارگان 2500 نسخه به همّت شركت چاپ و نشر بين‏الملل به چاپ رسيده است.

به نقل از: نشریه شبستان اندیشه
+  | 

معرفی "رسانه شیعه" در سایت "دیپلماسی ایرانی"

The Shi’a Media

A sociological study of Ashoura mourning rituals in Iran.
There is little doubt that Ashoura (1, 2) stands at the highest point of Shi’a history with a deep, ever-lasting impact on the psyche of this Islamic denomination. Throughout the centuries, the story of Hussein (AS), grandson of Prophet Muhammad (PBUH), and his uprising against the corrupt rule of Yazid, the second Umayyid caliph, has turned into a grand narrative of standing up against injustice and deviation from Islamic principles. Ashoura has produced the most powerful archetypes of Shi’a culture, frequently reproduced in the post-Islamic history, particularly in Iran. The Ashoura (tenth day of the Muslim month of Moharram) uprising was the cusp of the Islamic arc which separated wrong from right and good from evil: Hussein symbolizes defying tyranny and corruption, his half-brother, Abolfazl, stands for loyalty and courage, and his sister, Zeinab, “the Messenger of Karbala”, epitomizes patience and persistence in the Right Path.

Throughout Shi’a history many religious, political, and military leaders have tried to reproduce the epic—deeply imprinted in Shi’a collective memory—to advance their objectives. In contemporary history, Iran’s 1979 Islamic Revolution, the 8-year war against Iraq, and the 2009 Green Movement protests are the most significant cases.

“The Shi’a Media”, a book authored by Mohsen Hesam Mazaheri (original title “The Shi’a Medium, Sociology of Mourning Rituals and Religious Communities in Iran; With a Focus on Post-Islamic Revolution Era”) and published by the Islamic Development Organization, is a comprehensive work that admirably attempts to do so and delves into Ashoura and the inception and development of mourning rituals in Iran, with an “analytical, causal and functional” approach (p. 2). From the first century of Islam to the medieval ages to the age of Pahlavi and the rule of Islamic Republic, the author probes the impact of cultural, social and political developments on mourning rituals.

The first chapter of the book, “The Analytical History of Establishment, Development and Continuation of Religious Mourning Rituals and Gatherings” provides the reader with a historical background of mourning ceremonies held in commemoration of the martyrdom of Imam Hussein; from the early years after his death to the age of the Islamic Republic. The second chapter, “General Concepts”, provides an outline on basic concepts of mourning rituals in Iran, focusing on issues such as the meaning of faith and being faithful, religious communities and congregations (the hey’ats): their function, organization, audience, literature and functionaries.

The third chapter, “A Taxonomy of Religious Communities”, categorizes the post-Revolution hey’ats based on two fundamental factors: organization and audience. Type, durability, location, history and coverage are key elements of the former factor while gender, age range and social base are some constituents of the latter. Based on these factors, religious communities fall under traditional, wartime revolutionary, postwar revolutionary and popular categories. The author then studies each type of hey’at according to their function, organizational structure, audience, faith model, patrons, maddahi (a style of singing religious hymns) and literature. A sub-category, quasi-communities, is also introduced in the eighth chapter. A photo gallery is appended to the book as a visual representation of the author’s arguments.

Details

Persian Title: رسانه شيعه، جامعه‌شناسى آئين‌هاى سوگوارى و هيئت‌هاى مذهبى در ايران

Author: Mohsen Hesam Mazaheri

Publisher: Islamic Development Organization (Persian: سازمان تبليغات اسلامى)

ISBN: 978-964-304-285-1

 
19 Sunday December 2010  
 
+  | 

"رسانه شیعه" در ویکی پدیا

 

رسانهٔ شیعه، کتابی پژوهشی است از محسن حسام مظاهری با موضوع جامعه شناسی آئین‌های سوگواری و هیئت‌های مذهبی در ایران و با تاکید بر دوران پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷). این کتاب توسط چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی به چاپ رسیده است. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵]

 

 

+  | 

حیات شیعه مديون فعاليت مجالس و آيين‌هاي عاشورایی است.

 

ماهنامه خیمه

شماره 69 ـ مهر 1389

 

گفت‌وگوی ویژه:

در شمارة قبل گفت‌وگويي از دکتر ضیایی دربارة تحریفات عاشورایی عرضه شد. متنی که در زیر مي‌آید، ادامة میزگردی است که با حضور دکتر ضیایی و محسن حسام مظاهری در دفتر خیمه برگزار شد.  محور اصلی این میزگرد رسانه‌هاي متنوعی است که شیعه برای انتقال پیام خود از آنها استفاده کرده است.  دکتر ضیایی قدرت رسانه‌اي را مهم‌ترین ابزار انتقال و پیشبرد تفکرات شیعی مي‌داند و در همین حال تأکید مي‌کند، رسانه، تیغ دو لبه‌اي است که در انتقال پیام عاشورا، هم گاهی بسیار مثبت عمل کرده و هم گاهی باعث بروز تحریفاتی در روایت این واقعه شده است.  محسن حسام‌ن مظاهری نيز عزاداری را یک رسانة شیعی مي‌داند و عزاداری‌هاي شیعی را نوعی نهاد تأسیسی از سوی اهل بیت (ع) و فرهیختگان شیعه معرفی مي‌کند.

 

***

 

·         فعاليت‌های رسانه‌اي مختلفی دربارة واقعة عاشورا اتفاق افتاده؛ چه پيش از اينکه امام (ع) تصميم بگيرد، از مکه به سمت کوفه حرکت کند و چه اتفاقاتي که در کوفه افتاده و چه حوادث بعد از واقعة عاشورا؛ از خطبه‌هاي حضرت زينب (س) گرفته تا حتي برسيم به حکومت صفويه.  تحليل شما از فعاليت‌هاي رسانه‌اي کل وقايع عاشورا و فرهنگ عاشورايي چيست و آيا اين روند رسانه‌اي به انتقال فرهنگ عاشورا کمک کرده يا به ورود تحريفاتي در آن منجر شده است؟ اين رسانه‌ها چطور عمل کرده‌اند؟

ضیایی: البته در آن زمان رسانه به معنای مدرن وجود نداشته؛ ولي اگر رسانه را به معني آن ابزار و اهرم‌هاي ايجاد ارتباط و مشروعيت و اقتدار بدانیم، جناح مقابل ائمه (ع) در این زمینه قوی‌تر بوده‌اند. جریان مخالف ائمه (ع) فعالیت رسانه‌اي خود را از سال‌ها قبل از قیام عاشورا آغاز کرده بودند. زمان امام علی (ع) کار رسانه‌اي آنها این‌قدر قوی بود که در نگاه عامة مردم از ايشان مشروعیت‌زدایی شده بود؛ به طوری که بدگويي دربارة امام (ع) به امری عادی بدل شده بود؛ حتی شایع کرده بودند که امام علی (ع) اصلاً اهل نماز نیست تا جایی که وقتی ايشان در محراب مسجد به شهادت رسید، مردم می‌پرسیدند: «علی در مسجد چه می‌کرده است؟» اما پس از قیام عاشورا ورق برمی‌گردد، این رسانه در دست اهل بیت (ع) قرار مي‌گیرد و با خطبه‌هاي حضرت زینب (س) این قدرت رسانه‌ای به اوج خود مي‌رسد.

 

·         خب با این نگاهی که شما به رسانه دارید، آیا باز هم رسانه تیغ دو لبه محسوب مي‌شود؟

ضیایی: بله؛ رسانه در همة اعصار تیغ دو لبه است؛ مثلاً امام سجاد (س) با نوشتن صحیفة سجادیه و استفاده از شعر و دعا پیام دین را به مردم منتقل می‌کرد؛ اما در دورة صفویه رسانه باعث فروبستگی و خفتگی می‌شود. در واقع کثرت و انبوه اطلاعاتِ پیراسته‌نشده باعث سردرگمی مخاطبان شده است.

 

·         مي‌خواهید بگویید نقش دوگانة رسانه‌ها و سردرگمی مخاطب باعث بروز تحریف در روایت کربلا شده است؟

ضیایی: بله؛ ببینید از طرف علما اهتمام جدی برای به دست گرفتن رسانه به منظور استفادة صحیح از آن صورت نگرفت، از سوی دیگر پادشاهان هم مشروعیت خود را از عوام مي‌گرفتند و باز در این چرخه علما مجبور بودند براي حفظ مشروعیت خود و حاکمان چندان بر خلاف عقاید عوام حرفی نزنند؛ در نتیجه نوعي از اجماع سکوت شکل گرفت. همین اجماع سکوت به واردشدن بسياری تحریفات به ماجرای عاشورا منجر شد.

 

·         چرخة ایجاد این تحریفات چگونه بود؟

ضیایی: یادمان باشد که سکوت عالمان و دانایان تحریف‌های بسياري را در واقعة عاشورا به وجود آورد. بعضي از اين تحریف‌ها ناخواسته و لفظي بود و چندان اهميت ندارد؛ ولي تحريفات جدي‌تري هم بوده؛ مثلاً بحث مظلوميت شيعه و تلاش برای ايجاد اقتدار براي شيعه باعث شده بود که جنبه‌هاي مبارزه‌طلبانه و جدال‌جويانة تشيع پررنگ‌تر و قوي‌تر شود.  همچنين براي پررنگ‌ترکردن هرچه بیشتر اين جنبه مجبور بودند بعضي تحريفات را درست کنند یا بعضي فضيلت‌هاي نادرست و اغراق‌شده برای قیام عاشورا بتراشند و به قهرمانان اين واقعه منسوب کنند و همين باعث شد که رسانه بيايد و نقش مخرب خود را ايفا کند و تحريف را به طور جدي به فرهنگ عاشورا وارد کند.

 

·         آقای مظاهری شما با توجه به اینکه کتاب رسانة شیعه را نوشته‌اید، نظرتان را راجع به رسانه‌هاي شیعیان و دشمنان آنها بگوييد؟

مظاهری: فرضیة من در آن کتاب این است که در طول تاریخ، مجالس و آیین‌های سوگواری عاشورا و مجموعة مقولات مرتبط با آنها (وعظ، خطابه، تعزیه، دعا و...) براي تبلیغ و ترویج و استمرار حیات شیعه، کارکرد رسانه‌ای داشته‌اند، به موازات کارکردهای دیگر و گاه حتی بیشتر از آنها. تا جایی که می‌توان ادعا کرد که یکی از دلایل مؤثر در حفظ و استمرار شیعه، حیات و فعالیت همین مجالس و آیین‌ها حتی در سخت‌ترین وضعيت تاریخی بوده است؛ البته این فعالیت رسانه‌ای در مقاطع تاریخی مختلف، به تبع اقتضائات و مجموعة شرایط سیاسی و اجتماعی، اشکال و صورت‌های مختلفی را پذیرا شده و همیشه به یک شکل نبوده است.

 

·         آقای مظاهری سیاست رسانه‌ای بعد از قیام را مثبت ارزیابی می‌کند؛ اما آقای دکتر ممکن است سياست رسانه‌اي امام حسين (ع) را تحليل کنيد؟ آيا امام حسين (ع) مي‌توانست روند رسانه‌اي ديگري را پي بگيرند تا با کاروانی ۷۲ نفره به رويارويي با لشکر یزید مجبور نباشد.  منظورم این است که با توجه به اینکه شما معتقدید قیام عاشورا در زندگی ايشان یک اضطرار و استثنای تاریخی است، می‌شد با سیستم رسانه‌ای دیگری تاریخ به گونة دیگری رقم بخورد؟

ضیایی: تحلیل تاریخ کار آسانی نیست و به همین دلیل نمي‌توان به سادگی ‌«اي کاش»‌هاي تاريخي را طرح کرد و گفت که اگر چنين مي‌شد، چنان اتفاقی در پی می‌آمد؛ چراکه تاريخ سیري را طي کرده و به اين شکل پيش آمده است.  به نظر من امام حسين (ع) عاقلانه‌ترين راه را انتخاب کرده و راهي به جز اين نبود تا ايشان بتواند آن را بیازماید؛ در ضمن آن همه تأکيد امام (ع) بر صلح‌طلبي و پرهيز از جنگ خودش مهم‌ترين مفاد و محتواي رسانه‌اي بود که مي‌شد به ديگران القا کند؛ حتي رجزهايي که از ايشان و یارانش نقل شده، نشان‌دهندة صلح‌طلبی و پرهیز از جنگ ایشان است. همان‌طور که در تاریخ خوانده‌ایم امام (ع) پیش از شروع جنگ در کربلا فرمود: «من فرزند پيامبر هستم، من پدرم علی بود و مادرم فاطمه دختر پیغمبر بود. چرا مي‌خواهيد با ما بجنگيد؟» یا به کاروان همراهشان فرمان داده بودند که باید اولین تیر از سپاه دشمن پرتاب شود. این پیامی بود که امام (ع) می‌خواست منتقل کند و تا حد بسياري هم در این امر موفق بود؛ با وجود اینکه ایشان به رسانه‌های اصلی زمان خود دسترسی نداشت. متأسفانه رويکرد و نگاهي در بين ما ديده مي‌شود که تمايل بسياري به برجسته‌کردن وجوه جنگ‌طلبانة عاشورا دارد و اهتمام رسانه‌هاي دخيل را هم به همين سمت و سو معطوف کرده است. آنچه من مي‌گويم دقيقاً خلاف اين مشي و منش رسانه‌اي موجود و نامطلوب است. همچنان بر اين باورم که بايد بار ديگر به‌دقت پنجاه و اندي زندگي امام حسين (ع) و وجوه مداراجويانه و صلح‌طلبانة آن که کاملاً ارادي و آگاهانه نيز بود، بررسي و مطالعه کرد و صرفاً به بيان و تحليل تاريخ دو روزة عاشورا که استثنايي ناگزير در تاريخ شيعه است، پرداخته نشود. نمي‌گويم به عنوان بديل و آلترناتيو، ولي در کنار زيارت عاشورا که صرفاً به برائت و بيزاري از مخالفان مي‌پردازد، بايد به دعاي عرفه که چهرة عرفاني و مصلحانة امام (ع) را دقيقاً نشان مي‌دهد، بيشتر بپردازيم و اين مناجات ارزشمند را بيشتر براي مخاطبان طرح کنيم.

 

·         آقای مظاهری شما به رسانه‌هایی که پس از قیام عاشورا در دست شیعیان بوده و همچنان هستند، اشاره کردید؟ دربارة سیاست رسانه‌ای که به ایجاد این رسانه‌ها منجر شد، توضیح مي‌دهید؟

مظاهری: با بررسی روایات تاریخی و روایی به این نتیجه می‌رسیم که سیرة امامان شیعه و شیعیان معاصرشان در برگزاری مجالس سوگواری بر واقعة عاشورا، یک رفتار «تأسيسي» بوده است. در رفتار تأسيسي باید انگيزه‌ها و نشانه‌هايي که براي تأسيس آن رفتار وجود داشته، روشن باشد و نوعی زمینه‌سازی برای استمراربخشی و نهادسازی به چشم بخورد. من معتقدم عزاداری عاشورا حتي از همان مجالس اوليه هم از جنس مجالس عزای معمول که بازماندگان بعد از هر واقعة تلخي دور هم جمع مي‌شوند، می‌گریند و پس از مدتی هم پایان می‌یابد، نبوده است؛ کماآنکه ما پس از مصيبت‌هاي مهم و بزرگی که پیش از واقعة عاشورا در جهان اسلام رخ دادند؛ مانند رحلت حضرت رسول (ص)، شهادت امام علی (ع)، حضرت زهرا (س) و امام حسن (ع)، شاهد این حجم از توجه و عنایت و تأکید ائمة اطهار (ع) بر برگزاری مراسم عزاداری و سرودن مرثیه و تشکیل اجتماع مؤمنان برای ذکر مصیبت و گریاندن دیگران و... نبودیم؛ اما در مورد واقعة عاشورا شاهد حجم بسياري از روایات ناظر به این امور هستیم. این به گمان من فقط به دلیل بزرگی و عظمت واقعة کربلا و شدت مصایب آن روز نبوده، بلکه دلایل سیاسی و اجتماعی مهم‌تری هم داشته است. وقتی روایات حضرات معصومین (ع) به‌ويژه امام سجاد (ع)، امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و امام رضا (ع) را در مورد تشویق به گریه و سرودن مرثیه و تأکید بر پاسداشت عاشورا می‌خوانیم و از خلال روایات تاریخی و منابع روایی، رفتار و سیرة ایشان را در این زمینه می‌کاویم، درمی‌یابیم که آشکارا رفتار ایشان رفتاري تأسیسی بوده است؛ گویی ایشان عامدانه در حال تأسيس نهادي بوده‌اند که حالا اسمش را مي‌گذاريم: «عزاداري عاشورا».

 

·         ممکن است چند مثال بزنید که نشان‌دهندة رفتار تأسیسی ائمه (ع) در سوگواری‌های حسینی باشد؟

مظاهری: بله؛ آن‌گونه که سید بن طاوس در لهوف و نیز دیگران در کتاب‌های مقتل خود نقل کرده‌اند، وقتي كاروان اهل‌ بيت (ع) در بازگشت از شام به حوالي مدينه رسيد، بیرون از شهر اتراق كرد. امام‌ سجاد (ع) کسي به نام بشير بن جذلم را كه شاعر بود، احضار کرد و به او فرمود تا به مدينه رود و خبر شهادت امام ‌حسين (ع) را به مردم برساند. بشیر به شهر می‌رود و مردم را جمع می‌کند و برایشان مرثیه‌ای جانسوز و تکان‌دهنده می‌خواند، با این مطلع که: «يا أهلَ يثربَ لا مُقامَ لكم بها ...» و در پایان می‌گوید: «اين علي بن الحسين (ع) است كه همراه عمه‌ها و خواهرانش به نزديكي شهر شما رسيده و در آنجا منزل گزيده‌اند. من فرستادة‌ او بر شما هستم تا مكان ايشان را به شما بنمايانم.» مردم مدينه پس از شنيدن اين خبر شيون‌كنان به سوی محل اتراق كاروان اهل‌ بيت (ع) در بیرون شهر راه افتادند و گرد حضرت سجاد (ع) حلقه زدند و گريان و تسليت‌گويان همراه با ايشان به عزاداري پرداختند؛ سپس امام (ع)، در اجتماع مردم سخنراني غرايي ايراد فرمود كه گرية شديد مردم را در پي داشت. پس از آن اهل ‌بيت (ع) همراه مردم وارد شهر شدند و در آنجا هم مجلس سوگ و عزا بر پا داشتند. دقت کنید؛ کاروان اهل بیت (ع) می‌توانست بی‌مقدمه به شهر وارد و با مردم روبه‌رو شود؛ اما امام سجاد (ع) چنین تشخیص می‌دهد که بیرون شهر اتراق کند و یک شاعر مشهور با زبان شعر و با آن کیفیت، رسیدن کاروان اهل بیت (ع) را به مردم خبر دهد؛ به عبارت دیگر مجلس سوگواری مردم مدینه یک مجلس اتفاقی و پیشامدی نیست، بلکه در اینجا آشکارا با رفتاري تأسیسی و اندیشیده روبه‌رويیم. نظیر این رفتار را در سیرة امامان (ع) و بزرگان شیعه بسیار می‌توان سراغ گرفت؛ یا اينکه ما امروز نام برخی مرثيه‌سرایان و شاعران معاصر اهل بيت (ع) نظیر دعبل و فرزدق و سیدحمیری را مي‌دانيم و مي‌شناسيم؛ اما نام بسیاری صحابة اصلي ائمه (ع)، فقها و علمای معاصر ایشان را شاید تاکنون نشنیده باشیم. با اینکه این علما و بزرگان، گاه از برخی از آن شاعران مقام و منزلت علمی و دینی بالاتری داشته‌اند. چرا چنین است؟ آیا این جز به دلیل تأکيد بسیار ائمه (ع) به مرثیه‌سرایی بر عاشورا، توجه ویژة ایشان به مرثيه‌سراها، صله‌دادن به آنها و وعدة اجر معنوي به آنان است؟ این خود نمونة دیگری از رفتار تأسیسی ائمه (ع) در بنیان‌نهادن نهاد عزاداری امام حسین (ع) است. در واقع از آنجا که مهم‌ترین رسانه و وسیلة تبلیغی و پیام‌رسانی عرب آن زمان، شعر بوده، این رفتار تأسیسی در این قالب اعمال شده است؛ همین‌طور است در مورد تأکید ائمة اطهار (ع) به اشک‌ریختن و گریاندن و حتی تباکی‌کردن در سوگ اباعبدالله (ع). حالا اينکه این نهاد در طول تاريخ تا به امروز به دلايل و اقتضائات سياسي و اجتماعي و فرهنگي دوره‌هاي مختلف، چه سیری را طی کرده و چه تغییرات و تحولاتی را به ابتکار شیعیان و علما و حکومت‌های مختلف پذیرا شده است، بحث دیگری است. مقصود اصلی آن است که بدانیم عزاداري عاشورا نهادی است که مؤسسانش امامان شيعه بوده‌اند و گويا یکی از دلایل اصلی این تأسیس هم کارکرد رسانه‌ای و تبلیغی این نهاد براي حفظ و ترویج فرهنگ و عقاید شیعه بوده است؛ فارغ از مسیرِ حیات بعدی این نهاد در دوران پس از ائمه (ع).

 

·         بنابراین شما با همین استدلال نام کتابتان را رسانة شیعه گذاشته‌اید؟

مظاهری: دقیقاً؛ نامگذاري کتاب رسانة شيعه هم ناظر به همين برداشت بوده است. برای شيعه، به عنوان اقليتي در تاریخ اسلام و ایران که قرن‌ها نه حکومت داشته و نه قدرت و مدام به حاشية اجتماع رانده می‌شده و مورد خشم و غضب حکام وقت اموی و عباسی و سلجوقی و... بوده است، نهاد عزاداری عاشورا کارکرد یک رسانه را ایفا کرده است؛ به اشکال مختلف؛ برای همین است که همواره اهمیت و حساسیت ویژه‌ای داشته، مخالفان بسیاری به مقابله با آن پرداخته‌اند و برای حفظ آن هزینه‌های بسياري صرف شده است. تثبیت این نهاد و رسانه هم البته آسان و بی‌دردسر نبوده است؛ به‌ويژه در آن مقاطع آغازین حیات این نهاد شاهد چالش‌ها و مشکلات فراوانی هستیم؛ مثلاً آن‌گونه که مورخان مشهوری نظیر ابن کثیر و ابن اثیر و جوزی نقل می‌کنند، برگزاری عزاداری امام حسین (ع) توسط شیعیان در دوران‌های آل بویه و سلجوقی با حواشی و مشکلات بسیاری روبه‌رو بوده؛ از جمله در یک سال بیش از ۱۰ هزار نفر در درگیری‌های موافقان و مخالفان عزاداری در بغداد کشته شده‌اند. این همه هزینه برای چه بود؟ برای اهمیت حیاتی‌ای بوده است که این نهاد برای شیعیان داشته و دارد؛ برای همین است که می‌توان گفت اگر این آیین و نهاد نبود، بعید نبود که اثری از شیعه باقی نماند؛ یا دست‌کم به این کیفیت و گستره نمی‌توانست استمرار یابد.

 

لینک مطلب

+  | 

گزارش تصويري سخنراني «پیشینه‌ي جامعه‌شناسی هیات‌های مذهبی»

+  |